خرید بک لینک
یک وقتهایی دستش را میگیری به اجبار مینِشانی اش روی صندلیروبرویتمستقیم به چشمهایش نگاه میکنی او بی هیچ حسی زُل زده به تو تو اما کلافه ای خسته ای عصبانی منتظری منتظری که بگوید .. که خلاص شود از این نگفتنها ازین خودخوری کردن و جیک نزدنها.. آرام دستت را روی دستهای ِ گرمش میگذاری.. اندگی تعجب نگاهت را در برمیگیرد شاید انتظار این همه آرامش را نداشتی اما او درست رو برویت نشسته و با ارامشی بدیع به چشمانت مینگرد دستانت را لمس میکند دستانش را حس میکنی چه برسرش آمده که دیگر از احساسش به زبان نمی آورد این تنها سوالی است که ذهنت را بَد پیچانده.. نگاه از تو میگیرد.. دستانت را رها میکند سرش را با تامل میچر

برچسب: خودم,بدهکارم, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

اینبار زنی از جنسِ پاییز

احساسی چون برگریزان

فرو میریزند از پسِ این سالهایِ بی ابری

اینبار نگینی از خودِ پاییز

نگاهش نکنی فرو میریزد

و شاید محال باشد دوباره جوانه زدن..

✏negin


برچسبها: دلنوشته , من , تنهایی , زن پاییزی , پاییز

برچسب: خودِ,پاییز, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

سلام آقای خوبیها

سلام امام حسینم

باز هم تمام عالم سیاه پوش شده

برچسب: امام,حسینم, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

+بغضی که نشسته کنج گلوم

تو روزهایی که دلم سیاه پوشِ

شاید یه لبخند کفایت کنه

تا بخوام بگم ...

تولدمه...

29/7/94

7 محرم 1437

Negin

برچسب: تولدمه, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: روزمرگی, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

حرفاش که تموم شد یه نفس آروم کشید حتی موقع چت کردنم حال بدشُ حس میکردم مونده بودم چی بگم بهش که به حالش بیاد..که حرف یاوه نگفته باشم.. دستم رو صفحه کیبورد بالا پایین میشد ولی دریغ از نوشتن. فکر کرد خسته شدم از حرفاش، از بالا پایین کردن جمله هاش، نمی دونست دردش اومده رو شونه های من.. دارم زور میزنم که حداقل یه کلمه بگم تا شاید بفهمه حال الانمو.. گفتٌ گفتم تا اینکه رفت خوابید حرف زدن باهام شد یه مسکن و تونست یکم راحت بخوابه اما زهی خیال باطل از من... از دو شب پیش کارم شده مرور کردن حرفاش..بالا پایین کردن صفحه چت و پیدا کردن یه چیکه دلخوشی میون حرفاش واس خواستن و تونستن.. به قول خودش دلخوشی واس

برچسب: مُفردِ, نویسنده: یونا جعفری تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 20:51

صفحه بندی